آدم های جدید،چیزی هستن که همه منتظرشون هستن.اما چیزی که هست و وجود داره آدم های قدیمی هستن.در یک برهه از زمان،سیستم*(واقعا برنامه ریزی شدست شک ندارم) اتوماتیک وار یکسری از آدمهای مختلف رو وارد زندگی شخص میکنه .این کاملا به صورت رندوم اتفاق میفته .شخص با هریک از این آدمها به خاطر نیاز به ارتباط و گریز از تنهایی کانکت میشه و این آدمها توی زندگی شخص میمونن و در ادامه کیفیت یا کمیت اونها تغییر میکنه اما حضورشون نه!، حال پررنگ حال کمرنگ، اما این آدمها حضور خواهند داشت.در این بین سیستم مسلما بنا بر نوع جنسیت شخص،جنسیت مخالف اونشخص رو هم مثل بقیه به عنوان آدم جدید وارد زندگی اونشخص میکنه و در اکثر مواقع این ارتباطات تبدیل به ارتباط عاطفی مقطعی میشه .این مقاطع لزوما طولانی مدت نیست و ممکنه در مقطعی قطع و ارتباط با شخص دیگری از همون سری آدمها اغاز بشه و دوباره قطع بشه و ...در واقع چیزی که وحشتناکه همین مقاطع هستن که با گذشت زمان دوباره و دوباره تکرار میشن! اما با این تفاوت که شخص مثل همیشه منتظر ادم های جدیدیه که باهاشون روبرو بشه ،اما در واقع تمام انرژی اونشخص صرف کشمکش ها با همون آدمهای قدیمی میشه ! هر بار صورت مسئله تغییر میکنه و بعد از گذشت مدتی زمان یک رابطه دوباره و دوباره آغاز میشه و شخص درگیرش میشه و غافل از اینکه عمرش داره میگذره و او همواره در این سالها در تعلیق بوده،در عین اینکه میتونسته به یکی از روابطش با همان آدمهای سری اول سر و سامان بده،اما از اونجا که زیاده خواهه و به حق خودش قانع نیست ،حال را فدای آینده میکنه و در این فیمابین گذشته هم آزارش میده!انسان تنوع طلبه اما همیشه توی زندگی "حتی بهترین چیزهای خوب،به ضرر آدم تموم میشه در نهایت!" من پیشنهاد جدیدی ندارم اما با توجه به جمله ای که ذکر شد به صرفه تره که شخص به همان آدمهای قدیمی بسنده کند،چون طی این مدت به شناخت نسبی از اون آدمها رسیده و اینکه دیگه لازم نیست یکسری چیزها دوباره برای او، با آدمهای جدید ،تکرار مکررات بشه!ضمنا نباید از این نکته غافل شد که سیستم به ندرت آدم های جدید رو به به زندگی شخص تزریق میکنه و مخلص کلام اینکه انسان انقدر زمان (عمر)نداره که بخواد هر دقیقه دچار روابط جدید بشه ،هر چند انسان این رو میخواد اما ناشدنیست،حتی درست و صحیح ارتباط برقرار کردن فقط دو انسان عملیست بسیار پیچیده...!
پ.ن
1*-منظورم از سیستم کائنات یا متافیزیک و خدا نیست،در واقع این سیستم همونطور که از اسمش پیداست مربوط میشه به مدرنیسم،همه چیزهای مدرن،سینما ،دوربین،کافه،اینترنت ،افیس یا اداره ،عابر بانک و ...در واقع زندگی مدرن انسان امروز رو کاملا تو دستش گرفته،از طبیعت دورش کرده و خودش رو به انسان دیکته میکنه،چه طور؟مثلا روزمرگی های یه آدم معمولی:صبح بلند میشه میره سرکار شب برمیگرده خونه و هی مدام تکرار میشه،همچین آدمهایی بدون اینکه متوجه باشن اسیر سیستم میشن،در واقع همه ما دچارش هستیم.
2-وبلاگ توسط افرا آپ گردید.
0 نظرات:
ارسال يک نظر